سرفصلهای دیدگاه وجودی

 

مفاهیم بنیادی نظریه

برداشت نسبت به ماهیت انسان

روشها و فنون درمانی

 

 

 

مفاهیم بنیادی دیدگاه وجودی

-توانایی برای خود آگاهی

-آزادی و مسئولیت

-تلاش برای یافتن هویت

-جستجو برای معنی

-اضطراب به عنوان شرایط زیستن

-آگاهی از مرگ و نیستیتوانایی برای خود آگاهی

 

توانایی برای خود آگاهی

 

انسانها میتوانند تفکر و تصمیم گیری کنند زیرا قادر به خود آگاهی اند...

چگونه توانایی خویش را برای زیستن کامل بالا ببریم?

آگاهی از متناهی بودن و محدود بودن زمان

آگاهی از توانایی اقدام کردن و اقدام نکردن

آگاهی  از اینکه ما خود اعمالمان را انتخاب میکنیم لذا تا اندازه ای در سرنوشت خود دخالت داریم

آگاهی از اینکه چگونه به این جهان افکنده و قرار داده شده ایم

آگاهی از اینکه ما در معرض پوچی-بی معنایی-تنهایی وگناه قرار داریم

آگاهی از آزادی خودمان که موجب تشکیل اضطراب وجودی میشود که این قسمت ضروری زندگی ماست.و از طرفی زمانی که آگاهی خود از انتخابهای موجود بالا ببریم احساس مسئولیت ما در قبال پیامدهایش بیشتر خواهد شد.

 

آزادی و مسئولیت

 

یکی از مشخصه های دیدگاه وجودی این است که افراد آزادند تا از بین گزینه های موجود دست به انتخاب بزنند بنابراین نقش عمده ای در شکل دهی سرنوشتشان دارند که به خاطر  واقعیت این آزادی باید مسئولیت هدایت کردن زندگی خود را قبول کنند...

گناه وجودی ؟زمانی که از قبول تعهد سرباز زنیم و صادقانه زندگی نکنیم و از طرفی اجازه دهیم که دیگران برای ما تصمیم گیری کنند.

 

تلاش برای یافتن هویت و رابطه با دیگران

 

انسانها علاقه دارند یگانگی خود را حفظ کنند و در عین حال دوست دارند از خویشتن خود   خارج شوند و با موجودات دیگر و طبیعت ارتبط برقرار کنند و از طرفی در این راه باید به مسائلی زیر توجه نمود:

جرات بودن:یعنی پی بردن به دلیل واقعی وجدمان و استفاده از آن برای فراتر رفتن از آن جنبه های نیستی که ما را نابود می کنند.

تجربه تنهایی:یعنی ما به تنهایی باید به زندگی معنی بدهیم و باید تنها تصمیم بگیریم چگونه

میخواهیم زندگی کنیم البته آگاهی از تنهایی میتواند ترسناک باشد و بعضی از درمانجویان با نپذیرفتن آن گرفتار الگوهای تشریفاتی و هویتی که در کودکی داشته اند زندانی کنند.

تجربه ارتباط:زمانی ایجاد میشود که بتوانیم تنها بایستیم و به اعماق وجودمان برویم تا بتوانیم تواناییهای خود را کشف کنیم که آن لحظه روابط ما با دیگران بر مبنای خشنودی و نه محرومیت استوار خواهد بود.

 

جستجو برای معنی

ویژگی بارز انسان تلاش برای درک معنی و هدف در زندگی است و ما به عنوان انسان از این نظر منحصر به فرد هستیم که برای ساختن هدف و ارزشهایی که به زندگی معنی می دهند تلاش میکنیم و از این رو زندگی ما هر معنایی که داشته باشد از طریق آزادی و احساس تعهد نسبت به تصمیماتی که گرفته ایم به وجود آمده است...

 

خلاءوجودی؟وضعیتی که درمانجویان وجودی از احساس ناقص بودن،بی محتوایی و یا پی بردن به اینکه آن چیزی نیستیم که باید می شدیم ناشی میشود.

 

اضطراب به عنوان شرایط زیستن

 

اضطراب از تلاشهای فرد برای زنده ماندن،حفظ کردن و دفاع کردن از وجود خویش ناشی  میشود از اینرو اضطراب وجودی به صورت نتیجه اجتناب ناپذیر مسائلی همچون مرگ،آزادی،انزوای وجودی و بی معنایی توصیف شده است.

 

اضطراب بهنجار؟این نوع اضطراب به عنوان منبع بالقوه رشد در نظر گرفته میشود و از طرفی پاسخ مناسب به رویدادی است که فرد با آن رو به رو میشود و از آن به عنوان انگیزه تغییر میتوان استفاده کرد.

اضطراب روان رنجور؟این نوع اضطراب با موقعیت تناسبی ندارد و معمولاً خارج از آگاهی است و فرد را بی تحرک میکند.

آگاهی از مرگ و نیستی

 

این دیدگاه مرگ را به صورت منفی در نظر نمی گیرد بلکه معتقد است که آگاهی از مرگ به عنوان شرایط اساسی انسان به زندگی معنی میدهد و اگر بخواهیم به صورت معنی دار به زندگی فکر کنیم باید به مرگ بیاندیشیم و از اینرو اگر از خود دربرابر واقعیت مرگ دفاع کنیم زندگی کسل کننده و بی معنی خواهد بود و از این رو اگر تشخیص دهیم که فانی هستیم میدانیم که برای کامل کردن طرحهای خود زندگی ابدی نداریم و هر لحظه موجود حیاتی است.

آگاهی ما از مرگ منبع علاقه به زندگی و خلاقیت خواهد بود

 

روشها و فنون درمانی

 

رویکرد وجودی از این نظر که به فن گرایش ندارد با اغلب درمانهای دیگر تفاوت دارد

و همچنین مداخله های درمانگران وجودی بر مبنای دیدگاههای فلسفی درباره ماهیت وجود انسان استوار هستند و در واقع در این دیدگاه شناختن مقدم بر فنون است از اینرو از    اقداماتی که میتوان انجام داد کمک کردن به افراد تا بفهمند آزاد هستند و از مسئولیتهای خود آگاه شوند و همچنین به چالش طلبیدن و مشخص کردن عواملی که جلوی آزادی را میگیرند.

.

در مبحث رابطه ی درمانی هم وظیفه ی اصلی درمانگر درک کردن دقیق درمانجو در زمان حال است و روی بی واسطه بودن رابطه درمانجو-درمانگر و اصالت مواجه در زمان حال تاکید می شود...

 

منابع و ماخذ

 

نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی(جرالد کری)

نظریه های شخصیت(جس و گریگوری جی فیست)

نظریه های روان درمانی(پروچاسکا)

اثر بخشی معنا درمانی گروهی بر ارتقای سلامت زنان

اثر بخشی معنا درمانی به شیوه ی گروهی در افسردگی بیماران ام.اس

اثر بخشی معنا درمانی به شیوه ی گروهی بر کاهش نشانگان مشکلات روانی مردان