روایت درمانی
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
مایکل کینگزلی وایت در آدلاید در جنوب استرالیا به دنیا آمد و بزرگ شد .اولین کار حرفهای اش در زمینه خدمات اجتماعی و کانون اصلاح و تربیت بود. وی در سال ۱۹۷۹ مدرک خدمات اجتماعی را از دانشگاه جنوب استرالیا گرفت و به عنوان مددکار اجتماعی روانپزشکی در بیمارستان کودکان استرالیا مشغول به کار شد.وی مرکز دولویچ را در سال ۱۹۸۳ تأسیس کرد و شروع به درمان خصوصی به عنوان خانواده درمانگر کرد.ایدههای کلیدی درمانیی که بوسیله وایت گسترس یافتند شامل «برونی سازی » ( بطور خلاصه به این معناست که مشکل در وجود فرد نیست بلکه چیزی بیرون فرد است و هویتی مستقل دارد) و «بازنویسی » داستانهای غالب زندگی مردم و «گوش دادن مضاعف » به شرح آسیب و ضربه (نه فقط به خود شرح آسیب بلکه به چگونه بیان کردن و پاسخ افراد در برابر این آسیبها)
تعریف نظری:
الف)روایت به معنای عام:عبارتست از1-نقل کردن خبر یا سخن ازکسی2-خبر یا سخنی که از زبان کسی یا گذشتگان نقل می کنند3-نقل سخن یا حادثه ای از زندگی یا سنت پیغمبر(ص) وامامان(ع)4- رویداد هایی که براساس یک طرح وترتیب زمانی خاص در کنار یکدیگر فرا میگیرند.
ب)روایت به معنای خاص:عبارتست از نظر ودیدگاه سازه گرا روایت شکلی از سازه های ذهنی انسان است که افراد توسط آن خود وتجارت زندگی را تغییر و تعبیر میکنند.
تعریف نظری:مجموعه کاملا متمرکزی از فنون مداخلاتی که برای اولین بار توسط مایکل وایت و دیوید اپستون با طرفداری از نظریه ی گفتگو براساس داستان ها مطرح گردیده است.هدف از این مداخلات آن است که به خانواده کمک شود تا یک مشکل توان فرسا و دشوار را برونی کنند.
این رویکرد به اعضای خانواده کمک می کند که جر وبحثشان را در این باره کاهش دهند که مشکل مال کیست وراجع به حل مشکل وارد گفتگو شوند.
تعریف عملیاتی:روایت درمانی فرآیند کمک به افراد برای غلبه بر مشکلات از طریق درگیر شدن در گفتگوهای درمانی میباشند. این گفتگو ها شامل بیرونی سازی مشکل استخراج پیامد های یگانه پررنگ کردن نقشه ی جدید و اتصال آن به گذشته وآینده ,با استفاده از تکنیک های درمانی خاص می باشد در این رویکرد درمان براساس نقل روایت ها و داستان های زندگی یک شخص از زبان خود شکل می گیرد.
فرآیند درمان روایتی شامل گفتن روایت ها ,گوش دادن دقیق پرسش کردن,دوباره گفتن و دوباره شنیدن وباز سازی داستان ها با همکاری مراجع ومشاوره می باشد روایت های شخصی جدید,معانی جدید و برداشت های تازه ای از واقعیت می شوند.
مشکلی که از راه زبان خلق شده بود با استفاده از همان فرآیند برطرف می شوند.زیرا معانی دیگری برای افکار یا احساسات ناراحت کننده پدیدار می شوند.
مقدمه:
یکی ازموضوعات جالب توجه ومطرح در روان شناسی وروان درمانی معاصر,نظری ی روایت است وکاربرد آن در قالب روایت درمانی به طور قابل توجهی مد نظر قرار گرفته است.
پست مدرنیسم قسمتی از سازه های اجتماعی در روانشناسی به شمار می آید ولذا با این نظر موافق است که فرض های ما راجع به واقعیت به کمک تبادل پیام زبان و گفتگو با دیگران شکل می گیرند وبنابراین تمامی دانش ما حاصل یک بافت اجتماعی است زبان چیزی بیش ازبیان افکار و احساسات درونی ماست وبه روابط انسانی شکل داده و از آن شکل می گیرد و اگر هیچ واقعیتی در بیرون وجود نداشته باشد پس ما همگی از طریق مشاهده,تمایز گذاردن میان این مشاهدات ودر میان گذاردن این دریافت هایمان با دیگران از طریق زبان واقعیت را خلق می کنیم.
درمانگران پست مدرن به تغییر دیدگاه های انعطاف ناپذیر وخشک درمانجو راجع به دنیا,علاقه خاصی دارند
زیرا این قبیل علایق جزمی وبعضا منفی امکان ارائه ی تبیین های متفاوت درمانجو در خصوص رویداد ها و روابط را,اگر ناممکن نکنند با مشکل مواجه می سازند.دیدگاه درمانجویان در زبانی جلوه گرمی شود که از آن برای ساخت برداشت هایشان از واقعیت استفاده می کنند پس زبان گفتگو نیز به نوبه خود ابزاری ست درمانی بر تغییر رفتارهای کهنه,زیرا تبیین های جدید به راه حل های جدید ختم می شوند.
محبوبیت استفاده روایت در جنبش های روان درمانی از آنجا مشخص می شود که فرمول بندی های روایی گوناگونی در انواع درمان های روان پویای,سیستمی,شناختی وسازه گرا مورد استفاده قرار گرفته اند.
ولی همچنان که گفتیم اگر روایت را ضمن آنکه یک ابزار بالینی است راهی برای فهم تجربه انسان بنامیم.
آن را در قالب روایت درمانی مطرح نموده ایم.
تاریخچه روایت درمانی:
روایت درمانی از کار خانواده درمانگر استرالیایی مایکل وایت و همکارش دیوید اپستون از نیوزلند رشد کرد,بویژه بر کمک به مراجعان متمرکزشد تا به جای زندگی کردن با فرا روایت های عمومی تر جامعه ,داستان های شخصی خودشان را خلق و زندگی کنند.
وایت و اپستون, با پیروی از نظریه ی گفتگو براساس داستان ها الگوی روایت درمانی را به وجود آورند.هدف از این مداخلات آن است که به مراجعان کمک شود تایک مشکل توانفرسا و دشوار را برونی کنند.
اگرچه گفته می شود که روایت درمانی یک جنبش جدید در روانشناسی و روان درمانی است ولی اصول و عقاید آن به زمانهای قبل بر می گردد.
وایت و اپستون در اوایل دهه ی 1980 به کارهای یکدیگر علاقه مند شدند آنها به عنوان دو خانواده درمانگر بنیان گذاران اصلی روایت درمانی به شمار می روند.با ترکیب زمینه قبلی اپستون در انسان شناسی وعلاقه ی اودر داستان گویی و علاقه ی وایت در روش های تغییری الهام گرفته بود آنها آنچه به عنوان روایت درمانی شناخته شده را به وجود آوردند.
نظریه ی روایت درمانی از ایده ی سازه گرایی اجتماعی استفاده کرده است بر طبق این نظریه ی زمان در خدمت ایجاد الگوی معنا بکار میرود.
عوامل موثر در گسترش روایت درمانی:
از اواخر دهه 1980 چهار پیشرفت هم پوشاننده درخانواده درمانی باحرکت به سوی یک رویکردبر مبنای معنا در خانواده درمانی کمک کرد.این پیشرفت ها نه تنها کار خانواده درمانی راقدرتمندتر و وسیع تر نموده بلکه همچنین موضوعات آنها,عناصر اصلی روایت درمانی را فراهم نمودند.
این چهار پیشرفت ازاین قراربودند:
-تاکید به توانایی مراجع:اولین پیشرفت ها به سمت خانواده درمانی به مبنای روایت,یک تغییر استراتژی از شناسایی نقاط ضعف وناتوانایی های مراجع,به عنوان منبع مشکلات آنها,با توجه به نقاط قوت وتوانایی مراجع به عنوان منبعی برای حل مشکلات آنها بود. این تغییر درمان راه حل مدار نام گرفته بود.درمان راه ل مدار یک تغییر در تمرکز از آسیب وکمبودها به قوت ها,قابلیت ها ومنابع در درمان است.
-نگاه به مراجعان و درمانگران به عنوان شرکاء:این عقیده که مراجعان موضوعاتی هستند که باید مورد مشاهده و طبقه بندی درمانگران قرار گیرند از طرف روان درمانگران مورد سوال قرار گرفته است با معرفی استفاده از تیم های انعکاسی به عنوان قسمتی از درمان مفهوم درمانگر به عنوان شریک در گفتگوی درمانی به عنوان یک موضوع در روایت دمانی تاکید شد در رویکرد تیم انعکاسی به جای یک درمانگر درمان به وسیله یک گروه هدایت می شود.
-تطبیق رویکرد سازه گرا به معنا:سومین پیشرفت در در خانواده درمانی ,تغییر در تمرکز از رفتار اعضای خانواده ویا نقش های روانی مانند سایق ها ومکانیسم ها به معنایی که رویدادها بر اعضای خانواده دارند بود. روایت درمانی معتقد است که انسان ها جستجو کنندگان معنا هستند.یعنی تعامل آنها بامحیطشان, دیگران وخودشان به طریقی است که توجه شان به آنچه که اینها بر آن دلالت میکنند ویا معنا میدهد متمرکز شده است. این که یک فرد چگونه عمل میکند به معنایی که شخص از رویداد و احساسی که می فهمند بستگی دارد.به عنوان مثال فرد به دلیل آنکه چراغ قرمز به معنای توقف فهمیده شده است,توقف میکند.فعالیت انسان پاسخی است به معنا نه به اطلاعات خام تفسیر نشده در نتیجه توجه به معنا منبع آگاهی فرد است,رویدادهای معین معنای خاصی دارند.
-تاکید به شکل داستانی یا روایتی معنا:روایت های خود داستان هایی هستند که مردم در مورد خودشان می گویند واین داستان ها محور تمرکز روایتی درمانگران هستند که بامراجعان کا رمی کنند . داستان های زندگی به عنوان بیان زبانی ویا نشان دهنده درک مراجعان از معنای رویدادهای زندگیشان است.
نظریه روایت درمانی:
محتوای داستان های زندگی با وسیله فرهنگی که شخص در آن زندگی می کند فراهم می شود اگرچه این داستانهای آماده فرهنگی فشارآور وسرزنش کننده هستند البته به وسیله افراد برای معنا بخشیدن به زندگیشان درونی شده وبه کارگرفته شده اند.روایت درمانی جهت کمک به مراجعان برای تغییر این داستان های فرهنگ درونی شده به داستان هایی که جامع تر هستند و تحسین کننده ی توانایی و مسئولیت شخصی مراجعان می باشد عمل میکند.روایت درمانی شامل شناسایی شکل گیری لحظه هایی از زندگی فرد است. نقاط عطف ارتباطات کلیدی وآن خاطرات بخصوص که با گذشت زمان خاموش(تاریک نشده)است.تمرکز به هدف ها,رویاها وارزش هایی است که زندگی فرد را هدایت می کند اغلب اوقات این فرآیند ,داستانهایی که فراموش شده بودند را برمیگردانند.داستان هایی تعجب آوری که از شجاعت ها و شایستگی های فراموش شده می گویند هر یک از انواع روان درمانی,جنبه متفاوتی از زندگی را به عنوان واحد اساس تجربه در نظر گرفته است.به عنوان مثال رفتار درمانی بر رفتار تاکید دارد,شناخت درمانی بر تفکر منطقی تاکید دارد.در حالیکه درمان سیستمی بر تعامل خانواده به عنوان واحد اساسی تاکید دارد.
داستان ها راهنمایی میکنند که افراد چگونه عمل میکنند,فکر میکنند,احساس میکنند تا تجارب جدید را بفهمند. داستان ها اطلاعات را از زندگی یک شخص سازمان بندی میکنند.
روایت درمانی به عنوان اینکه چگونه این داستانهای مهم میتواند تالیف ویا تالیف مجدد شوند تاکید دارد.
بسیاری از شیوه های روان شناسی و روان درمانی تاکید فراوانی بر فرآیند فردیت دارند از این طریق باور شده است که فرد دنیای درونی خود راتنهایی می سازد.روایت درمانی دیدگاهی مغایر با این را فراهم کرده است روایت درمانی عقیده دارد که هویت در ارتباط با افراد دیگر نیز به خوبی گذشته و فرهنگ شخص هم آفرینی میشود.بنابراین دیده شدن به وسیله دیگران به یک طریق معین میتواند به اندازه دیدن خویش به یک طریق معین کمک کند.بنابراین ما می آییم خودمان را با نگاه کردن در آیینه هایی که دیگران برایمان نگه می دارند ببنیم.از این جهت گفته می شود که هویت یک فرد به صورت اجتماعی ساخته می شود.روایت درمانی بر آن درجه ای که این هویت اجتماعیه ساخته شده برای آن فرد مناسب است,تمرکز می کند.روایت درمانی شامل داستانها با موضوعاتی که زندگی فرد را شکل داده است می باشدخارج ازهمه
تجربیاتی که فرد زندگی کرده است. چه چیزی بیشترین معنا را حفظ کرده است؟چه انتخابها ,هدف ها ارتباطاتی بیشترین اهمیت را دارند روایت درمانی عقیده دارد فقط آن تجربیاتی که قسمتی از یک داستان بزرگتر هستند تاثیر قابل توجه را در تجارب فرد خواهند داشت بنابراین روایت درمانی بر ساختن نقشه ای که زندگی فرد را به هم متصل کند متمرکز می شود.
فرآیند روایت درمانی شامل گفتن,گوش دادن دوباره گفتن و دوباره شنیدن داستانهاست این داستانها موارد و منابعی برای ترسیم معنی ,فهم و بینش بدست میدهد,بخش اصلی درمان کمک به افراد است که رابطه داستانهایش را با دیگران و زندگی خودش متصل و بفهمد در واقع آنچه که مهم است کشف سبک داستان است. تاکید اولیه روایت درمانی بر تغییر هایی معنا است که افراد با اتفاقات و رویکرد های زندگی خود نسبت میدهند.فهم تغییری که افراد از رویدادها دارند میتواند اعمال آنها را محدود کرده ویا گسترش دهد.
روایت درمانگران به مراجعان کمک میکنند تابا تغییرهای وسیع تر وجامع تر از خود و موقعیت ها برسند.وقتی از یک درک روایتی وسیع تر به آن نگاه کردند جنبه هایی از خودشانکه به وسیله تغییرهای محدود کننده پوسیده شده اند اجازه می یابند که به نظر برسند در سایر صور درمانی درمانگر به عنوان متخصص در نظر گرفته می شود اما در روایت درمانی خود مراجع به عنوان متخصص زندگی خودش است.
روایت ها به طور ویژه ای معطوف به داستان هایی است که افراد درباره خودشان میگویند,آنها معرف آن چیزی ست که افراد به خاطر می آورند و درباره رویدادها فکر میکنند.یافتن داستان های ترجیحی وجایگزین در روایت درمانی ضروری است,درمانگر به مراجع کمک میکند که داستانهایی که اغلب گفته نشده گفته شود روایت های نو اغلب نیاز به کلمات نو برای بین ایده ها و ادراکات مراجع دارند واز این طریق به کارگیری وسیع استعاره ها صورت میگیرد.
در حالیکه درمانگران راه حل مدار معتقدند که درمانجویان با استفاده از هدف هایی که در زمان حال انتخاب میکنند آینده خود را میسازند,روایت درمانگران میگویند.درمانجویان با داستان هایی که در زمان حال انتخاب میکنند گذشته خود را میسازند.
فرایند درمان:
ازنظر روایت موارد زیر مهمترین کارهای اصلی روایت درمانگران هستند:
-اتخاذ یک موقعیت مشاوره ای مشترک هم تالیفی
-کمک به مراجعان تا با بیرونی سازی مشکل,خود را از مشکلا تشان جدا بدانند
-اتصال پیامدهای یگانه با رویدادهای دیگر در گذشته و گسترش آن به آینده برای تشکیل روایت خود جایگزین و ترجیح داده شده که در آن خود قدرتمندتر از مشکل منظور شده است.
-دعوت از اعضای مهم شبکه اجتماعی افراد که شاهد ین(روایت خود)جدید شوند
-مستند سازی دانش جدید و اعمال جدید که با استفاده از معنا های ادبی از(روایت خود)حمایت کنند
-دادن اجازه استفاده از آگاهی های جدید با اشخاص دیگری که به وسیله ی روایت های ناراحت کننده مشابه گرفتار شده اند
طرح کلی فرایند درمان:
ترتیب دقیق کارهای درمانی با هر مراجعی فرق میکند وبا وجودی که هر درمانگری ممکن است این کارها را بسط دهد,خلاصه کند,به آن بازگشت کند ویا آن را حذف کند آنها برای سهولت توضیح به قسمت های به قرار زیر مجزا شده اند:
)-شخص داستان خود را میگوید(توصیف سرشار از مشکل
-مشکل به وسیله مراجع و درمانگر نامگذاری میشود.
-زبان برون سازی به کار میرود.
-مسائل سیاسی,فرهنگی واجتماعی در نظر گرفته میشوند.
)-از مراجع برای اتخاذ موقعیت نسبت به مشکل دعوت میشود(داستان جایگزین
-از مستندات درمانی استفاده میشود.
-به مراجع جهت یادآوری افراد مهم و تاثیر گذار زندگی اش در گذشته کمک میشود.
-جهت تثبیت تغییرات و بازگویی داستان رشد دهنده از اشخاص حمایت گر مانند خانواده و دوستان مراجع دعوت میشود.
چهار چوب روایت درمانی با هفت عنصر کلی شناخته میشود:
.همکاری مشترک فرد یا خانواده در نامگذاری مشکل
.توصیف مشکل جدا از تمایلات و رفتارهای ناراحت کننده
.بررسی تاثیر مشکل بر زندگی فرد
.برجسته ساختن لحظاتی که شخص در برابر مشکل ایستادگی کرده و آن را مغلوب کرده است
.یافتن مهارت های مقابله با مشکل
.اندیشیدن در مورد آینده با تاکید بر استخراج توانمندی ها و شایستگی ها
.دریافت حمایت و کمک از افرادی که به پیدایش خود سالم کمک میکند
اثربخشی رویکرد روایت درمانی
درطول کمتر از دو دهه اخیر دوره روایت در فلسفه,روان شناسی و علوم اجتماعی تاثیر مهمی در رشته روان درمانی داشته است.با افزایش روز افزون تعداد متخصصینی که کار درمانی خودرا با استفاده از داستان گویی مراجعان قرار داده و پیشرفت در درمان را براساس همیاری و همکاری در بازسازی داستانها ,زندگی مراجعین را بازسازی میکنند این چشم انداز جدید در زمینه درمان فردی,زوج درمانی و خانواده درمانی و درمورد انواع اختلالات درمانی کاربرد وسیع و روز افزون دارد
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
منابع
-اثربخشی کاربرد روایت درمانی بر کاهش افسردگی زنان
-بررسی مقایسه ای اثربخشی روایت درمانی و درمان شناختی
-اثر بخشی روایت درمانی بر کاهش بحران هویت
-اثر بخشی روایت درمانی بر کاهش شدت نشانه ها
باتشکر وقدردانی از استاد گرانقدر و همه شما عزیزان.